Dont make me suffer

خرید بک لینک
صبح به زور خودمو از رختخواب جدا میکنم

خواب آلودگی و چن تا تست شیمی

روپوشم رو اتو میکنم و مقنعم آرایش ملیح و رژ رنگ لبم

خودمو به اتوبوس میرسونم

پله های مطب رو دو تا یکی میکنم بوی قلیون میوه ای از کافه ی طبقه پایین مغزم رو پر میکنه و دلم رو دو به شک

در مطب رو باز میکنم نفس راحتی میکشم...هنوز دکتر نیمده

ساعت ها رو پا ایستادم ...جراحی...خون همه جا رو میگیره یه گوشه وایمستم تا جلو دست و پاشون رو نگیرم

میرسم خونه بعد از ساعت ها استادن و پیاده برگشتن خودمو رو مبل ولو میکنم

غر زدن های مام شروع میشه کل روز بیرون بوده و واس ناهار خونه نیمده بود واسش ساندویچ گرفتم ولی گفت نمیخواد باز هم رفت بیرون ...

بلند میشم ظرفا رو میشورم ...درد کف پام دوباره شروع میشه...

میرم طبقه بالا زیست میخونم حالا گردن درد گرفتم

خسته میشم لانا دل ری گوش میدم و نقاشی میکشم

باید بخوابم...خیلی خستم ...چرا همه چیز انقدر سخته؟ چرا اذیتم میکنی وقتی میبینی وقتی میدونی من دوباره خورد میشم؟

ولی نه اینبار این دفعه من قوی ترم این دفعه همه چیز رو گذاشتم وسط

حالا دیگه بزرگ شدم نفس عمیق میکشم همه چیز رو میدم تو چه دود سیگار چه خستگیم...

آیم اّور هِم...

ما را در سایت آیم اّور هِم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 19:11

صفحه بندی