داشتم فک میکردم چیشد که دیگه نیمدم اینجا شاید واقعن حالم خوبه؟ نیاز به نوشتن ندارم؟ ولی فهمیدم دارم فرار میکنم از اینکه بگم چیشده از اینکه بگم دارم چیکار میکنم با زندگیم از اینکه رو به رو بشم با خودِ قبلیم و بگم آی فاکد آپ بیگ تایم... بات انی ویز ناثینگز گانا چینج فقط باید برم جلو و ببینم چی میشه
این یه هفته که نت رو قطع کردن خیلی فکر کردم... خیلی وقت بود فکر نکرده بودم خودم رو مشغول کرده بودم با فیلم و دانشگاه و خواب و دوستام ولی باعث شد خودمو پیدا کنم چیشد گم شدم؟ چیشد انقد لو رفتم؟
مدام سردرد دارم ینی از علایم اعتیاده؟ ولی من خودم رو آدمی میبینم که بکشم بیرون از چیزی که بم آسیب میزنه چیزی که دیگه تمومه مثه اون... امروز کاملن اگنورد می وقتی گفتم خدافظ دیگه هیچ حسی نداشتم میدونستم دیگه تمومه میدونستم دیگه نمیخوام ببینمش راسشتو بخوای خودمم تعجب کردم
فک نمیکردم انقد راحت قیدشو بزنم بات انی گیز... ک.ونی بود قید آدمای شاغال رو زدن آسون تره یادم انداخت چقد از پسر جماعت بدم میاد همشون عوضین استثنا هم نداره
حالا تمرکز میکنم رو خودم، درسم، فیلمام، مای کرکتر ایمپرومنت، شاید دوباره قرآن بخونم و سعی کنم نمازمو سروقت بخونم...
ولی نمیتونم میزان ناراحتیم رو نادیده بگیرم هی مید می فیل اینسکیور و امروز که دیگه بدتر از این نمیشد خواهرمم تصمیم گرفت یه سری انتقادات از چهرم بکنه و گف عینکی که تازه خریدم بم نمیاد ...کاش حداقل یه روز دیگه تخریبم میکرد نمیتونم بخوام که کاش کلن نمیگف چون خانوادس کارشون تخریب اعتماد به نفس و شخصیت آدمه به خدا گاهی اوقات میخوام عصلن نبینمشون میخوام سالم باشن ولی یه جای دیگه خیلی دور ترجیحن
ام آی ریلی دت آگلی؟ میبی آی ام بات وات کن آی دو؟
آیم اّور هِم...
ما را در سایت آیم اّور هِم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 148